Skip to main content
سه‌شنبه ۳ مارس ۲۰۲۶
سه‌شنبه ۱۲ اسفند ۱۴۰۴

دیدگاه‌ها

بهروز فدائی
در نهایت، آنچه این دفترچه ارائه می‌دهد، نه یک «گذار دموکراتیک» که نوعی «گذار امنیتی-تکنوکراتیک» است که در آن، ثبات فنی و حفظ ساختارهای قدرت (حتی با تغییر چهره) بر مشارکت مردمی، عدالت اجتماعی و پاسخگویی به مطالبات تاریخی اولویت دارد. برای جامعه‌ای با مختصات ایران، چنین پروژه‌ای نه تنها پاسخگوی بحران‌های موجود نیست، بلکه می‌تواند خود به عاملی برای تعمیق شکاف‌ها و انسداد مسیر گذار واقعی به دموکراسی تبدیل شود



تقی روزبه
خودآگاهی به مساله معوقه تاریخی ایران و گشودن مسیربرون رفت از آن، زیرنظر گرفتن لحظه‌های گوادلوپ حکومت اسلامی و سودای تأسیس قدرت مؤسس کاذب و این بار عمدتا با قابلگی آمریکا و اسرائیل و از طریق مداخله نظامی و گسیل ناوگان‌های عظیم دریايی و بمب افکن‌های نامرئی، آن چه که ترامپ آن را «آرماداهای» زیبا و قشنگ می نامد، و بالأخره مهم تر از همه به میان آمدن عاملیت و خودآئینی جامعه و کنشگران‌ است که هم چون بنیان گذاران «قدرت مؤسس» واقعی، مهر ابطال بر پیشانی مدعیان کاذب موج سوار و کاذب بزنند. 
میرشجاع ملکوتیان
برای چپهای ایران مبارزه (بطوردمکراتیک با رعایت اصول دیپلماتیک بین المللی )برای آزادی ملتهای بلوچ و کرد و..؛ فراتر از محدوده ایران یک وظیفه ملی و انترناسیونالیستی است. ما اصولا مردم(ملت) های منطقه را برادران تاریخی می دانیم حفظ این برادری بر پایه اشتراکات فراوان تاریخی برای ما اهمیت استراتژیک دارد
بهروز فدائی
منتقدان معتقدند این دفترچه، همانند رژیم‌های پیشین، بر الگوی «مرکز-حاشیه» تأکید دارد و به جای واگذاری قدرت و ثروت به مناطق، همچنان خواهان اداره متمرکز کشور است. این در حالی است که مطالبه اصلی ملیت‌ها «عدالت منطقه‌ای» و پایان «استعمار داخلی» است
عزیز فولادوند
محمد رضا نیکفر در تاریخ ۲۳ دسامبر ۲۰۲۵ مقاله‌ای با عنوان «درباره ی وضعییت و اختلافها در میان ‘اپوزیسیون‘» منتشر کرده است که دربردارنده مجموعه‌ای از اتهامات، لغزش‌های گفتاری و خطاهای نظری و مفهومی است. با این حال، از آنجا که ایده کانونی این مقاله ــ بنا به شیوه‌ای رایج در بخشی از مقاله ‌نویسی برون‌ مرزی ــ بر حمله‌ای یک ‌جانبه، فاقد زمینه ‌سازی تاریخی و در نهایت غیر‌اخلاقی و ناعادلانه به سازمان مجاهدین خلق ایران استوار است، تمرکز این نقد نه بر تمامی اجزای متن، بلکه بر همان ایده محوری قرار می‌گیرد.
منوچهر مقصودنیا
در این نوشته، صرفاً به یک موضوع اساسی در فرآیند گذار می‌پردازم: مرحله استقرار نظام سیاسی ـ حقوقی جایگزین. مرحله‌ای سرنوشت ‌ساز که می‌تواند جامعه را به سوی دموکراسی هدایت کند یا، برعکس، زمینه ‌ساز استقرار نظمی اقتدارگرا شود و یا در بدترین سناریو به هرج و مرج و آنارشی برساند. این همان مقطع تعیین مضمون و شکل نظام آینده است.
بهروز فدائی
به بیان دیگر، آنچه این دفترچه ارائه می‌دهد، نه یک «گذار دموکراتیک» که نوعی «گذاراستبدادی - امنیتی» برای حفظ منافع شبکه‌های قدرت قدیمی (اعم از نظامیان سابق و تکنوکرات‌های وابسته) است. برای نیروهای چپ و جریانت دمکراتیک دیگر نین پروژه‌ای صرفاً به معنای تعویض یک استبداد با استبدادی دیگر (یا تداوم همان استبداد در لباسی ملی) است.

عبدالباسط سلیمانی
در همین نقطه، تجربهٔ کنگرهٔ چهارم حزب شاهد روشنی بر این واقعیت است. در آن کنگره، دو سند سیاسیِ رقیب در برابر هم قرار گرفتند: سندی که از سوی گرایش رادیکال‌تر و طبقه‌محور ارائه شده بود و وضعیت را به‌عنوان دوره‌ای پیشاانقلابی با ضرورت ساخت بدیل کارگری تحلیل می‌کرد؛ و سندی که تصویب شد و افق حزب را نه بر محوریت طبقه، بلکه بر جامعهٔ مدنی، جمهوری‌خواهی سکولار، مقاومت مدنی و اصلاح‌گرایی ساختاری تعریف کرد. شکست سند رادیکال صرفاً پیروزی یک گرایش نبود؛ بلکه بازتاب ترکیب واقعی حزب و تثبیت همان افق پساسوسیالیستی‌ای بود ...
جابر حسینی
پس از گسترش جریان راست سلطنت‌طلب، فاصله میان بخشی از مهاجران خارج کشور و مردم داخل روزبه‌روز عمیق‌تر شده است. آنان به جای آنکه پژواک صدای جامعه درون کشور باشند، در مقام اراده‌ای بیرونی ظاهر شده‌اند که می‌کوشد خواست خود را از خلال سازوکارهای رسانه‌ای و سیاسی بر واقعیت اجتماعی تحمیل کند. این گسست صرفاً اختلافی سیاسی نیست، بلکه شکافی در فهم رنج، هزینه و معنای بقا در وضعیت تهدید است؛ شکافی که تداوم آن می‌تواند جامعه را بیش از پیش از امکان شکل‌گیری اراده‌ای درون‌زا، مستقل و رهایی‌بخش محروم سازد.
ح_ت
نقد به بهزاد کریمی، نقد به یک شخص نیست، بلکه نقد به یک گرایش تاریخی است که در لحظات بحران، دچار فلج تحلیلی می‌شود و به دامن دشمن طبقاتی پناه می‌برد. باید دانست که مذاکرات مسقط، صلح نمی‌آورد، بلکه غارت را قانونمند می‌کند، تنها صلح پایدار، از دل قدرت سازمان‌یافته‌ی محلات می‌گذرد. موفقیت ترامپ در مذاکرات، نجات ایران نیست، بلکه تثبیت فرآیند ویرانی ملی است. باید با صدای رسا گفت: نه به بوروکراسی غارتگر، نه به امپریالیسم ویرانگر.تمام قدرت به کمیته های مستقل محلی و شوراهای مستقل زحمتکشان!
محمد قربانی
ه نظر می‌رسد سپاه پاسداران که اینک تقریبا کنترل تمامی منبع قدرت در جمهوری اسلامی را در دست دارد، تمامی روزنه های پسا علی خامنه ای را در داخل وخارج ببندد وهمه را در کنترل خود داشته باشد،به نظر می‌رسد سپاه پاسداران خزنده وبی سروصدا کودتای خودرا اجرا نموده است که در روزهای آینده پرده های بیشتری از این کودتا کنار میرود،سپاه پاسداران برای دوران پسا خامنه ای آماده می‌شود…
عباد عموزاد
در نهایت، خیزش دی ۱۴۰۴ را باید همچون آینه‌ای دید که هم عمق بحران نظم ولایت فقیه را نشان می‌دهد و هم ضعف نیروهای آلترناتیو را. مصادره‌ی آن توسط پهلوی‌طلبان، نه نشانه‌ی قدرت این جریان، بلکه نشانه‌ی بحرانی عمیق‌تر در سیاست اپوزیسیون است؛ بحرانی که تا حل نشود، هر انفجار اجتماعی دیگری نیز در معرض بازنمایی ارتجاعی قرار خواهد گرفت. آینده‌ی رهایی، نه در نفی صرف، بلکه در بازپس‌گیری سیاست از دست نوستالژی و اقتدار نهفته است.
مسعود شب‌افروز
واقعیت این است که مخالفت با مداخله نظامی خارجی، لزوماً به معنای دفاع از جمهوری اسلامی نیست. این تمایز، اگرچه بدیهی به نظر می‌رسد، اما در فضای احساسی کنونی بارها نادیده گرفته می‌شود. بسیاری از فعالان سیاسی، روشنفکران و تحلیل‌گران مستقل — حتی آن‌هایی که از منتقدان ریشه‌ای و سرسخت جمهوری اسلامی‌اند — سال‌هاست بر همین نکته تأکید دارند : مداخله نظامی خارجی معمولاً بحران را تشدید می‌کند، نه حل؛ نیروهای افراطی را تقویت می‌کند، نه جامعه مدنی را؛ و فرصت‌های تغییر از درون را نابود می‌سازد .
حکومت ایران دچار فرسودگی شدید شده، اما هنوز به مرحلهٔ فروپاشی کامل نرسیده است. هنگامی که این مرحله فرا برسد، جناح‌های حاکم وارد نبردی داخلی خواهند شد. اگر اپوزیسیون خارج از کشور به ایران بازگردد و سازمان یابد، اگر اپوزیسیون داخل فعال شود و اگر نیروهای خیابانی به سوی این یا آن جناح متمایل شوند، آنگاه روشن خواهد شد که هر یک از این سه نیرو چه میزان بر شکل‌گیری ساختار سیاسی آیندهٔ کشور تأثیر خواهند داشت.
ح _ ت
این دفترچه که تحت عنوان «مدیریت دوره اضطرار» تدوین شده است، بیش از آنکه یک نقشه راه برای نجات ایران باشد، بیانیه‌ای است در ستایش «تکنوکراسی وابسته». نویسندگان این طرح، ایران را نه یک پیکره زنده و در حال غلیان، بلکه یک قطعه زمین بی‌صاحب فرض کرده‌اند که قرار است توسط مهندسان برکشیده از آکادمی‌های غربی و با امضای بانک جهانی و صندوق بین المللی پول اداره شود.
تقی روزبه
بی تردید شرایط جهانی و منطقه ای برای اهداف‌ترقی‌خواهانه چندان مناسب نیست و راه ‌آسان و همواری برای آن وجود ندارد. اما مهم آن است که در میانه وزش طوفان‌های چه بسا خطرناک اولا از تحقق بدترین سناریوها جلوگیری کنیم و ثانیا تا آن‌جا که ممکن است بهترین وضعیت ممکن در شرایط کنونی را با تکیه بر پتانسیل‌ موجود جنبش‌هایی اجتماعی و پیشرو در کشور، و نیز بهره گیری از ظرفیت‌های مثبت در جهان موجود رقم بزنیم.
مسعود شب‌افروز
بدون پاسخ‌گویی به گذشته، بدون ارائهٔ مکانیسم‌های عملی، و در برابر ساختاری که بقای خود را بر خشونت بنا کرده، این بیانیه بیش از هر چیز یک فراخوان اخلاقی و سند تاریخی است. اینکه این سند بتواند به بسیج واقعی نیروهای اجتماعی و شکاف در ساختار قدرت بینجامد یا در آرشیو تاریخ سیاسی ایران باقی بماند، نه به بلاغت کلمات، بلکه به توازن قوای واقعی در جامعه بستگی دارد .
امیر حسن پویا
اهمیت بسیاری دارد که این آلترناتیو دموکراتیک طرفدار آزادی، دموکراسی، سکولاریسم، عدالت اجتماعی باشد، از اصول نظام و سیستم سیاسی و حکومتی عدم تمرکز حمایت کند و خواستار شکلی از دموکراسی باشد که در آن خواسته های حق تعین سرنوشت و حقوق اقلیت های ملی و اتنیکی در ایران تامین و تضمین شده باشد و بتواند طبقات زحمتکش در سراسر ایران را بخصوص در مناطق ملی و قومی و اتنیکی را در بر بگیرد و تضمین کننده اتحاد کارگران و زحمتکشان  با طبقه متوسط در سراسر ایران را باشد.
مهرداد بهارآرا
هر انسانی که به حق حیات و کرامت انسانی باور دارد باید از خود بپرسد آیا در مواردی که دولتی که طبق این اصل موظف به محافظت از شهروندان خود است، اگر به سرکوب مردم بی‌دفاع خود بپردازد را باید آزاد گذاشت تا به اعمال جنایی خود ادامه دهد و به محکوم کردن آن در قالب اعلامیه یا بیانیه‌ای بسنده کرد یا باید با بکارگیری ابزار گوناگون بازدارنده و تنبیهی حاکمیت جنایتکار را از ادامه جنایت باز داشت؟
مسعود شب‌افروز
رضا پهلوی بدون تردید دارای پایگاه اجتماعی است، اما تاکنون نه در همگرایی نیروهای خارج از کشور موفق بوده و نه توانسته الگویی دموکراتیک، فراگیر و غیرشخص‌محور برای گذار ارائه دهد. تا زمانی که نقدپذیری، سازمان‌دهی جمعی و احترام به تکثر جایگزین رهبری نمادین و هواداری خشن نشود، این بحران نمایندگی همچنان یکی از موانع اصلی شکل‌گیری آلترناتیوی دموکراتیک برای آینده ایران باقی خواهد ماند .
سیامک فرید
اصلا قصد من این نیست که کشتار رژیم را به اسم رضا پهلوی بنویسم و از نظر من مسئول این کشتار رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی است ولی انگشت به دهان می مانم به کسی که اولین فراخوان را در حالی که هنوز در تعطیلات است و دومی را پس از بازگشت می‌دهد، از کجا اطلاعات می‌گیرد و چه کسانی به وی مشاوره می‌دهند ؟ً‌ چگونه امکانات او برای تماس با ایران به اندازه کسی مثل من است که در مقام رهبری یک جنبش قرار ندارد؟
حسین قتیب
به عنوان شهروند و یک معلم می‌گویم، مقاومت در برابر قیاس‌های انحرافی، دوگانه‌های جعلی و وعده‌های توسعه از مسیر حمله خارجی، نه موضعی احساسی، بلکه ضرورتی تحلیلی است. هیچ جامعه‌ای از راه فروپاشی تحمیل‌شده، به دموکراسی نرسیده است. نهایتا دفاع از این اصل، دفاع از یک دولت یا یک نظام نیست؛ دفاع از امکان سیاست به‌مثابه «کنش جمعی خودبنیاد» است.
شما از جامعه جهانی می‌خواهید که به «مسئولیت حمایتی» خود عمل کند. اما در نظم چندقطبی سال ۲۰۲۶ «جامعه جهانی» وجود خارجی ندارد. آنچه هست، تقابل بلوک‌هاست. چین و روسیه، ایران را نه یک کشور، بلکه یک «خاکریز امنیتی» در برابر غرب می‌بینند. هرگونه قطعنامه برای رفراندوم یا مداخله غیرخشونت‌آمیز در شورای امنیت، با سد سخت وتوی پکن و مسکو برخورد خواهد کرد. گره زدن سرنوشت جنبش به مکانیسم‌های بین‌المللی، یعنی انتظار برای معجزه‌ای که کلید آن در دست رقبای جهانی آزادی است.
مسعود شب‌افروز
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نه یک نهاد نظامی متعارف، بلکه یک سازمان ایدئولوژیک–امنیتی–اقتصادی است که بقای خود را در جنگ، سرکوب و بحران می‌بیند. نهادی که دین را به ابزار خشونت، امنیت را به سرکوب، و اقتصاد را به غارت تبدیل کرده است .
مسعود شب‌افروز
نام‌هایی چون «همکاری ملی»، «شکوفایی ایران»، «پیمان نوین»، «منشور مهسا» و پیش‌تر «وکالت» قرار بود راه عبور از بن‌بست تاریخی اپوزیسیون باشند؛ اما در عمل، به زنجیره‌ای از ناکامی‌های تکرارشونده تبدیل شدند که نه‌تنها به تغییر موازنه‌ی قدرت نینجامیدند، بلکه شکاف، بی‌اعتمادی و سرخوردگی را تعمیق کردن
مسعود شب‌افروز
آنچه در خیابان‌ها رخ داد، دیگر «سرکوب داخلی» به معنای کلاسیک آن نبود؛ بلکه نمایش تمام‌قد یک رژیم وابسته بود که برای مهار مردم خود، به شبکه‌ای از ابزارها، الگوها و حمایت‌های خارجی متوسل می‌شود. این اعتراضات، پرده از تناقضی برداشت که سال‌ها زیر شعار «استقلال» پنهان شده بود .
باقر ابراهیم زاده
تراژدی  آن‌جاست که امروز، با بمباران تبلیغاتی گسترده رسانه ها و مطبوعات و رادیو تلویزیون های جریان مسلط،  ایران اینترنشنال، من و تو ، رادیوفردا و وهم آوازی رسانه های آمریکا، اسرائیل، و بی بی سی و ... بخشی از جامعه به‌جای نقد ریشه‌ای هر دو نظام سلطنتی و جمهوری اسلامی، به مقایسهٔ «بد و بدتر» روی آورده و از دل این مقایسه، پروژه‌های ارتجاعی تازه‌ای سر برمی‌آورند؛ پروژه‌هایی که با نام «گذار»، «رژیم چنج» و « تاجزاده-شاهزاده»  در عمل چیزی جز بازتولید استبداد، وابستگی و مهندسی قدرت از بالا نیستند.
فرخ کابلیان
اسیران و بندیان امروز به انتقام حنجره پر طنینشان که جهان را با فریاد آزادی خواهیشان در نوردید در مصافی نابرابر در برابر جوخه های اعدام قرار گرفته و دسته دسته از معترضین اسیرمان از زن و مرد در مقابل چهار سوال قرار گرفته سپس تیر باران می‌شوند. یادمان باشد که در قانون قضا در این رژیم کافی است تا شما به اتهام جنگ با حکومت خدا محکوم شده و اتهام محارب و بغی داشته باشید 
یداله بلدی
قهرمانان گرامی اکنون زمان پاسخگوئی شما باین همه احساسات پاک وعشق وشیفتگی جوانان مبارز وفداکار میباشد که خون پاک شان درشهرهای بزرگ وکوچک خیابانها را رنگین میکند وشکنجه گاههای رژِیم جنایتکار آکنده ازاین جوانان رشید میهن مان است اکنون شما مسئول ووظیفه مند هستید بعنوان یک هموطن که محبوب جوانان هستید شجاعانه وقاطعانه پابمیدان بگذارید وازاین جوانان حمایت کنید وقتل عام این شیفتگان آزادی را قویا محکوم کنید ودراین روزهای سرنوشت ساز نفش خودرا بعنوان یک قهرمان وورزشکار مردمی و آزاده ایفا کنید.
تقی روزبه
استبداد دیرپای ایران همواره دارای دو ستون اصلی بوده است، مرکب از نهادسلطنت و نهاد دین. و مشخصا سلسه‌های سلطتی و بعضا سلسه‌های دینی که هر دو ضمن داشتن رقابتی دیرینه، اما دارای پیوند و منافع و ریشه‌های مشترک نیر بوده‌اند و یکدیگر را بازتولید می کرده‌اند. اکنون نیز خطر تکرار همان چرخه باطل بازتولیدی، در شرایطی که قدرت برسازنده‌انقلاب برای زدن مهر ابطال پایان به سلسه ولایت فقیه به‌پاخواسته است، پیشا روی ماست. 
مسعود شب‌افروز
ایران در آستانه‌ی تحولی تعیین کننده قرار دارد. جامعه رادیکال‌تر شده و مطالباتش روشنتر از گذشته است. اگر نیروهای چپ نتوانند خود را با این سطح از رادیکالیسم اجتماعی هم تراز کنند، نمایندگی سیاسی این مطالبات را از دست خواهند داد .
علی کشتگر
فردوسی، شاعر بزرگ ایران، در شاهنامه بارها دروغ را کار سیه‌دلان و اهریمن خویان می‌خواند و راست گویی را نشانه قدرت و خرد انسان می‌داند. به باور او، انسان راستگو مورد اعتماد دیگران است و جامعه‌ای که بر پایه راستی بنا شود، پایدار و سرافراز می‌ماند. فردوسی با ستایش راستی، به ما می‌آموزد که صداقت نه تنها یک فضیلت فردی، بلکه پایه عدالت و پیشرفت جامعه است.
محمود صراف‌پور
 اکنون هشتاد سال از آن سرکوب خونین می‌گذرد. بسیاری از آنان که مدعی آزادی‌خواهی‌اند هنوز نمی‌خواهند یا شجاعت آن ‌را نیافته‌اند که تاریخ  این جنبش را منصفانه بازبینی کنند. زهر کُشندهٔ ناسیونالیسم افراطی گاهی عدالت‌خواهی‌ها و آزادی‌طلبی‌ها را نیز در سایه قرار داده است. ۲۱ آذر هنوز هم قبل از آنکه نخستین اصلاحات ارضی و نخستین برابری حقوقی زن و مرد در شرق میانه و نخستین حاکمیت مردم ساده زحمتکش را تداعی کند، مسئلۀ خودمختاری را به ذهن می‌آورد. هنوز هم شبح "تجزیه" مانع شناخت واقعی این نهضت عظیم است.
مسعود شب‌افروز
ریشه‌ی چنین مواضعی را باید در سنتی جست‌وجو کرد که سال‌هاست بخشی از چپ ایرانی را به بن‌بست اخلاقی و سیاسی کشانده است: ضدامپریالیسمِ بی‌چهره‌ی انسانی. در این منطق، جمهوری اسلامی نه یک نظام سرکوبگر، بلکه «سنگری در برابر غرب» تلقی می‌شود. در نتیجه، مردم ایران نه شهروندانی با حق آزادی، بلکه «هزینه‌ی قابل‌پرداخت» در یک نبرد ژئوپولیتیک‌اند .
تقی روزبه
مقابله مؤثر و کارآیند با آسیب‌های اشاعه هرگونه توهم و خوش‌خیالی به آن و یا بدتر از آن دل بستن به چنین گانگستریسم سیاسی بخش لاینفکی از وظیفه کنشگران و فعالین و پیشروان جنبش‌ها با هدف حفاظت و تقویت جنبش مردم و عاملیت آن است. همانطور که درمورد ایران کارگزارحاضر به یراق آن، جریان راست سلطنت و شخص رضاپهلوی بی درنگ و با وقاحت کامل از مداخله و تهدیدهای نظامی ترامپ دفاع کامل کرده و آمادگی خود را برای پیشبردآن اعلام داشت.