سیاست

نادر عصاره
نسبت به چرخش افراطی در سیاست داخلی و خارجی رژیم علی خامنه ای به این "قوز بالا قوز" چهل و چند ساله «جمهوری اسلامی»، بی تفاوت نمانیم. قدر و ارج چشم انداز آینده ای نجاتبخش میان مردم را بشناسیم و نبود آن را فراموش نکنیم. خطر از فاجعه را همه گیر کنیم. میان فعالین رهایی از استبداد و ظلم و دین سالاری در داخل و خارج از کشور، با جستن و یافتن چشم اندازی همگانی، وفاق و همبستگی شایسته آزادی و عدالت و دموکراسی را، پایه گذاری و عملی کنیم.
صادق کار
تمام این اقدامات تداعی کنندە سیاست پاکسازی یهودیان است کە سر انجام بە کشتار وحشیانە چندین میلیون انسان بیگناە منجر شد. همە قرائن حاکی از این هستند کە رژیم حاکم بر ایران قصد نابودی و پاکسازی هموطنان بهایی ما را دارد و اگر مردم ایران بە مخالفت و مبارزە جدی با این اقدامات جنایتکارانە همت نکنند و از هموطنان بهایی خود کە بخشی از مردم ایران هستند حمایت نکردە و آنان را در پناە حمایت خود نگیرند دامنە پاکسازی های اتنیکی بە میان بخشهای وسیعتری از ساکنان کشور کشیدە خواهد شد.
صادق کار
پیامدهای خشک شدن دریاچە ارومیە تنها حیات و ممات شهرها و روستاهای نزدیک بە آن را تحت تاثیر قرار نمی دهد، همە ایران و بلکە کشورهای همسایە را نیز از این فاجعە بی نصیب نمی گذارد! برای نجات دریاچە از خشکی پیش از اینکە فاجعە تکمیل بشود باید اقدام کرد. حتی یک روز تاخیر در این کار قابل توجیە نیست. خاصە اینکە حکومت بدون اعتراض و فشار شدید و گستردە اقدامی جهت جلوگیری از فاجعە نخواهد کرد. برکناری عیسی کلانتری کە بە سهم خود نقش زیادی در رقم زدن این فاجعە داشتە، در واقع اقدامی فراتر از یک تصفیە جناحی نیست و نباید دل خوش داشت کە دولت بە جد می خواهد برای جلوگیری از فاجعە اقدامی بکند.

جنب و جوش در اپوزیسیون

بهزاد کریمی
هشدار دیگر اینست که امر تولید ثقل جمهوری‌خواهی که باید در خدمت تامین و تضمین همبستگی ملی و سمت دهی به آن در رسیدن به جمهوری سکولار دمکرات باشد، بخواهد همان همبستگی ملی برای سکولار دمکراسی القاء گردد. چنین پنداری ولو از سر ارزش گرایی صلب، از یکسو تولید ثقل جمهوری را کل استراتژی برای دمکراسی می‌فهمد و از سوی دیگر آن را معادل سیاست تاکتیکی قرار می‌دهد! حال آنکه جمهوری، ذیل دمکراسی است و لذا یکی گرفتن آن با دمکراسی، ذهنیگری و درجا زدن در مجردات ارزشی و فاصله گیری از تبدیل ارزش‌ها به سیاست‌ است.

اقتدار فروریختە را با تشدید سرکوب و زور نمی توان بازسازی کرد

صادق کار
تشدید سرکوب و افزایش فشارها در زندان و خیابان بە نظر می رسد برای منحرف کردن اذهان از گرانی و تورم، افزایش نرخ فلاکت و بیکاری و همچنین احیا اقتدار از دست رفتە حکومت نزد مردم باشد. حکومت جنایتکار و متززل چون از مردم می ترسد می خواهد مردم را بترساند و نشان دهد کە هنوز اقتدار دارد و برای آن ست کە فشار و سرکوب را تشدید کردە است. اما آب رفتە را نمی شود بە جوی بازگرداند. گسترش سرکوب نماد ها و نمایندگان گروە های اجتماعی مختلف کە این روزها شاهد تشدید آن هستیم می تواند روند همبستگی ملی برای گذر از حکومت ارتجاعی و استبدادی خامنەای و شرکا را تسریع و تسهیل کند، اما اقتدار از دست رفتە را نە!


علی صمد
در نتیجه اپوزیسیون ایرانی در تبعید نگرانی اش واقعی است که می گوید این لایحه به گونه ای طراحی شده که می تواند اسدی را به کشورش انتقال دهد. اگر چه دولت بلژیک این موضوع را رد کرده است. در ضمن حکومت ایران بارها اعلام کرده که اسدی از مصونیت دیپلماتیک برخوردار است و باید آزاد شود. در این وضعیت فرستادن او و دیگر تروریست ها به ایران حتما موجب آزادی این تروریست محکوم شده به 20 سال زندان در بلژیک خواهد شد.
مهرداد بهارآرا
پذیرش از سرگیری مذاکرات از طرف ایران بدون حضور چین و روسیه، علیرغم شعارهای افراطی، و امتناع حکومت از سر یک میز نشستن با نماینده آمریکا میتواند بیانگر این واقعیت باشد که جمهوری اسلامی در یک موقعیت اضطرار سیر میکند. بسیاری از نیروهای سیاسی ایران معتقدند از سرگیری مذاکرات میتواند در صورت پیشرفت شروع مناسبی برای حل مشکلات سیاست خارجی و بحران هسته‌ای و رفع تحریم‌ها علیرغم شعارهای تند و افراط‌گری‌های بی‌حاصل یکساله گذشته باشد.
خسرو میرمالک
جمهوری اسلامی بعد از سه ماه مجددا به پای میز مذاکرات برجام برمی گردد اما باز هم دچار اشتباه محاسباتی خواهد شد اگر تصور کند که میتواند در پای میز مذاکره از سلاح نفت برای امتیاز گیری سود ببرد. شاید نرمش هایی از سوی آمریکا و غرب صورت گیرد اما نه آنگونه که جمهوری اسلام انتظار خواهد داشت.
علی پورنقوی
محافلی در درون جمهوری اسلامی نگاه خاصی به نتیجۀ ممکنۀ یک توافق هسته ای دارند: حتی عالیترین توافق هم فاقد دستاوردی برای جمهوری اسلامی است. اما آنها به جای اتخاذ رویکردی متوجه خاتمه دادن به برنامۀ فاجعه بار و بی آیندۀ هسته ای جمهوری اسلامی، رویکردی فاجعه بارتر و بی آینده تر را پیش می گیرند. رویکردی که گام نخست آن خروج از آژانس بین المللی انرژی اتمی است و هدف آن، در مسالمت جویانه ترین حالت، نیل به "مقام" قدرت بالقوۀ هسته ای. البته رویکرد مسلط در جمهوری اسلامی نیز به آبادستانی منتهی نمی شود.
‬پییر هاسکی
در صورت گسست برجام، در این منطقه از جهان، تشنجات حادی می تواند بروز کند. اتحاد جدید میان اسرائیل و کشورهای عربی خلیج فارس، که نمی خواهند یک ایران هسته ای را شاهد باشند، به اقدام وسوسه خواهد شد. لحظه ای که دیپلماسی به مرزهای خود می رسد، ما وارد یک میدان ناشناخته می شویم. بنحو خطرناکی به این میدان ناشناخته نزدیک می شویم.

مردم ایران در شرایط بس دشواری به سر می‌برند

حسن زهتاب
بیکاری، گرانی سرسام آور، فساد و رانت خواری گسترده ، تبعیض، سرکوب، بی قانونی و ده‌ها عامل دیگر نفس مردم را بریده‌است. اعتراضات با وجود سرکوب های سازمان یافته گسترش یافته و تشکل های صنفی و مدنی مطالبات خود را به اشکال مختلف طلب می‌کنند. تمامی شواهد نشان از آن دارد که اکثریت بزرگی از مردم ایران از جمهوری اسلامی بریده‌اند . آن‌ها خشم خود را در شعارهای مرگ بر دیکتاتور فریاد می زنند. در یک‌‌صد سال اخیر ایرانیان چند حکومت دیکتاتوری را به زیر کشیدند ولی دیکتاتوری باز سازی شد، چرا؟
نادر عصاره
سپردن قدرت به ناجی، چه سلطنتی، چه اسلامی و چه هر ناجی دیگر، راه نجات ایران نیست، بیراهه ای است برای سر در آوردن ظلم و خودسری دیگر. انسان ها و در کل جامعه، برای حل دشواری‌های زندگی به اراده و خرد افراد و دموکراسی در جامعه تکیه می کنند تا در مقابل قدرت حاکم، خلع سلاح نشوند و سرنوشت میلیون‌ها هموطن، دیگر به‌دست خودسری چون محمد رضا شاه یا سید علی خامنه ای ولی فقیه نیفتد.
تورج ابوذرخانی
تنها گزینه موجود برای چنین شرایطی گفت و گوی همه ی نیرو های اپوزیسیون برای ، تشکیل شورا، مجلس یا ... (هر اسم دیگری) است که بتواند قبل از فروپاشی جمهوری اسلامی شکل بگیرد و سیستم نو توسط چنین جبهه ای جایگزین شود تا آینده کشورمان با اتکا به اکثریت نیروهای ملی و دمکرات رقم خورد.
نادر عصاره
همه از داخل و خارج از کشور بر ضرورت اتحاد اپوزیسیون و احزاب و گروه های و شخصیت های سیاسی تاکید دارند ولی گویی کسی نمی شنود. تشکل های جمعی و کنشگران فردی، بیشتر به دادن اعلامیه و تکرار کلامی حمایت خود از مطالبات و مبارزات مردم دست می زنند ولی نیاز حرکات اعتراضی توده ای، یعنی برخوردار شدن از شعار و برنامه سیاسی و برآمد چهره های رهبری  پاسخی نمی گیرد. علت چیست؟ 
حجت نارنجی
برای آنکه این حرکتهای مطالباتی و اعتراضی که حق طبیعی و قانونی شهروندان است نتیجه بخش بوده و دستاورد داشته باشند، نیازمند سازماندهی، برنامه ریزی، تداوم، استمرار و انسجام اند. تجارب سال های گذشته از جمله دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸ و ... تجارب گرانقدری هستند که کمبود این پارامترها را با خود حمل می‌کنند. بهره گیری از این تجربه ها در راستای رفع کمبودهای آن یک وظیفه همگانی است
احمد باقری
چپ فرانسه  برای  پیروزی در انتخابات پیش روی مجلس و تشکیل  دولت آینده ،متحد  به میدان خواهدرفت. رخوت بعد از  شکست چپ در انتخابات ریاست جمهوری  اخیر، جای خود را به مستی و شادی اتحادی داده است که موجی از امید را برای به‌دست گرفتن قدرت برانگیخته است. بعد از ملحق شدن  حزب سوسیالیست  فرانسه به توافق  به‌دست آمده در بین  حزب “نافرمانان “ (سرکشان) به رهبری ژان لوک ملانشون و سبزها  و حزب کمونیست، این اتحاد جدید بعد از چندین روز مذاکره و چانه‌زنی  بر روی نمایندگان هر منطقه و یک برنامه مشترک  با نام «اتحاد جدید مردمی محیط زیستی و اجتماعی» تشکیل شد، یک حرکت بی سابقه با اتحاد جدید، بر روی یک برنامه عبور از گذشته، بلندپروازانه و رهایی‌بخش که بسیار امیدوارکننده می‌باشد .
بهزاد کریمی
فراگیری اعتراضات اجتماعی چه به لحاظ پسزمینه مادی‌ و چه بخاطر تغییراتی که در مناسبات جامعه و حکومت پدید آمده‌، حاکی از روندی برگشت ناپذیر است. روندی همه شمول که اگر تا چندی پیش در پی هر رخداد اعتراضی از سوی قشر و صنفی معین، سئوال مربوط به دوام داشتن یا نداشتن آن را پیش می‌آورد، اکنون اما چنان حالت عمومی به خود گرفته که باید سراغ باقیمانده‌هایی را رفت که هنوز به این روند نپیوسته‌اند! کارگران، کشاورزان، آموزگاران، بازنشستگان، مالباختگان، پرستاران، کارکنان و ... 
بهروز خلیق
خيابان در استراتژی گذار از استبداد به دموکراسی جايگاه ويژه دارد. در مبارزه با استبداد حاکم، جايگزينی برای خيابان  وجود ندارد. نه فضای مجازی و نه صندوق های رای نمی توانند جايگزين آن شوند. در عين حالی که هر کدام از ان ها نقش بس مهمی در اين روند دارند. تجربه گذر به دموکراسی در تعدادی از کشورها مويد اين امر است. در برخی کشورها، خيابان صندوق رای را بر حکومت ديکتاتور تحميل کرده و آن را به عقب نشينی و پذيرش حق رای مردم وادار ساخته است. در انقلاب های کلاسيک، اصقلاب ها، بهار عربی، جریان برچیده شدن دیوار برلین و در خيلی از تحولات سياسی دموکراتيک، خيابان نقش تعيين کننده داشت. 
بهزاد کریمی
موضوع فقط واقعه مشهد و ترکش‌های تبلیغاتی آن نیست، بلکه برخورد سیستماتیک حکومتی با مهاجرین افغان است که از چند هفته گذشته به اینسو، رو به تشدید گذاشته و افغان ستیزی را در چندین منطقه کشور گسترش داده است. قبل از همه هم، اقدام وزارت کشور و نهادهای تحت فرمان آن در زمینه اخراج هزاران تن از افغان‌ها در روزهای گذشته بوده که غالباً با زور و اعمال وحشیانه همراه بوده است. طوری که مقامات حکومت طالبان با اعلام اینکه ماموران ایرانی گروه وسیعی از افغان‌ها را با زور و خشونت به افغانستان فرستاده‌اند، اعتراض کرده‌اند.
‬پییر هاسکی
هنگامی که مصالحه در دستور قرار گیرد، و این لحظه، مانند تمامی جنگ ها، در این جنگ نیز فرا خواهد رسید، پرسش بالا در باره قتل عام و مذاکره، مطرح خواهد شد. مصالحه در این جنگ،  مانند تمامی آشتی ها در جنگ های دیگر، شامل امتیاز دادن ها و چشم پوشی کردن ها نیز خواهد بود. آیا با وجود بی رحمی های وحشتناک و تکان دهنده جنگ، زلنسکی، قادر خواهد شد، سازش کند  و به مردم اوکراین پیمان آشتی را بقبولاند؟
یداله بلدی
ورزشکاران و قهرمانان که در اوج محبوبیت و شهرت قرار دارند، وظیفه و مسئولیت بیشتری در دقاع از حقوق مردم دارند و نباید فراموش کنند جوانانی که در جامعه مورد ستم و تبعیض قرار می‌گیرند و زنانی که اجازه وروذ به ورزشگاه‌ها را ندارند، همان جوانانی هستند که عکس‌های شما زینت بخش خانه هایشان است؛ در پیروزی شما اشک شوق می‌ریزند و در شکست شما افسرده و غمگین می‌شوند؛ اکنون این زنان هموطن و علاقمند به ورزش که به‌خاطر حضور در ورزشگاه تا بتوانند با تمام علاقه شما را تشویق کنند، این‌گونه با بیرحمی مورد هتاکی و فلفل پاشی قرار می‌گیرند.
مسعود فتحی
نیروهای مدافع صلح باید تلاش کنند که در جهت تنش زدائی از مناسبات بین کشورها راه  بازگشت بر سر میز مذاکره و حل مناقشات روسیه و اوکراین، از طریق نهادهای بین المللی را فراهم نمایند. سازمان ملل متحد در عین دفاع از حق حاکمیت اوکراین، جا دارد که راه گفت‌و‌گوهای دیپلماتیک را هموارتر سازد.
‬پییر هاسکی
پوتین در سخنانش،  اعلام کرد که روسیه از طریق اوکراین، با غرب، مقابله می کند، که هدف ایده آل و خطاکار اصلی است از مشکلات مرتبط با مجازات ها تا  جریان یافتن پناهنده ها. او از خودش حتی پرسش طرح می کند : «مسئول میلیون ها مرگ از گرسنگی در فقیرترین کشورها بعلت قحطی مواد خوردنی کی خواهد بود»؟ البته غرب و نه آن که جنگ را برانگیخته است.
خسرو میرمالک
وفاداری جمهوری اسلامی به روسیه را تا چه انداز می توان محک زد؟ آیا تا پایان خواهد رفت و وقعی به تبعات سیاست خود نخواهد گذاشت؟ یا اینکه در مقابل افکار عمومی و فشارهای اقتصادی و حتی خطر حمله نظامی اسرائیل به مراکز و تاسیسات اتمی و نظامی ایران حکومت را وادار خواهد کرد که به میز برجام برگردد و اینبار مستقیما با آمریکا وارد مذاکره شود. 
‬پییر هاسکی
بدون افتادن بدام تئوری توطئه، که گویا تمام اختلافات جهان برای تضعیف غربیان برانگیخته می شوند، یک فضای بین المللی به‌شدت خطرناک شکل گرفته است. امریکائیان، این بار نسبت به شلیک موشک های سپاه پاسداران واکنش نشان ندادند، در حالی که قبلا در این‌گونه موارد، پاسخ می دادند، آن ها شرایط بین المللی خطرناک را در نظر گرفتند. بدون تردید، موشک باران سپاه، آخرین اقدام تحریک کننده نخواهد بود. 
مسعود فتحی
جمهوری اسلامی و در راس آن خامنه‌ای تاکنون فرصت‌های زیادی را برای پایان دادن به تحریم‌های ویرانگر اقتصادی از بین برده اند و سا‌ل‌های سال شرائط فلاکت‌باری را بر مردم ایران تحمیل کرده‌اند. این بار نیز تمکین آن‌ها در برابر شروط جدید روسیه و دنباله‌روی از سیاست مسکو با هر بهانه‌ای، می‌تواند خسارات هنگفت دیگری را بر مردم ما تحمیل نماید. با تمام قوا باید با این سیاست مقابله کرد و به دخالت روسیه در امور مربوط به ایران خاتمه داد. سیاست خارجی متوازن، بی‌طرفانە، صلح آمیزی را کە متضمن استقلال کشور و احترام بە حق حاکمیت همە کشورهای جهان باشد، جایگزین سیاست‌های مخرب کنونی جمهوری اسلامی نمود.
بهزاد کریمی
رابطه جمهوری اسلامی با روسیه، اساساً نه مبتنی بر نیازهای سازنده و اثباتی طرفین به یکدیگر که بر پایه اشتراک در مخالفت سیاسی با دیگران نهاده شده است. در موضوع دکترین ملی، این نهایت کوته بینی است. "ولیکا روس" و ولایت فقیه که در عرصه اقتصاد، عمدتاً حول محور صدور نفت و گاز می‌چرخند، اتفاقا بیشتر رقیب استراتژیک یکدیگرند تا که شرکایی پایدار برای هم باشند! مناسبات هر روز چفت‌تر آنها، در اساس بر خصومت مشترک با آمریکا بنا دارد و فزونتر در سیاست است تا اقتصاد که کاربرد پیدا می‌کند.
پییر هاسکی – ژئوپولیتیک – فرانس اینتر
این جنگ، یک فاجعه همه گیر است. بدیهی است اوکراینی ها هستند که توان آتشباری روسی ها را باید لمس کنند. لیکن این اختلافی است که برای ما جهان را عوض و عصر را تغییر می دهد: پوتین یک خطای غیر قابل جبران را مرتکب می شود،  جهان  در جنگ سرد جدیدی گرفتار می شود که  عبور از آن سال ها زمان می برد.

پیرامون جنگ در اکراین

بهزاد کریمی
بر پایه امنیت جهانی برای همه جهان، موضع درست اونیورسال، انترناسیونال، رئال در قبال این بغرنجی حالا باز بغرنج‌تر شده و نیز به عنوان رویکرد یک ایرانی چپ دموکرات مدافع صلح، به باور من چنین است: همراهی با محکومیت جهانی تجاوز روسیه به اکراین، تقبیح ناتو در تبدیل این کشور به زرادخانه تسلیحاتی، انتقاد از تعلل‌های دیروز پوپولیسم راست اکراین و حامی غربی آن در اجرای توافق مینسک – ٢ و بی اعتنایی امروز روسیه متجاوز به مبنا بودن آن، همسویی با فشار به روسیه برای ترک خاک اکراین و به رژیم کیف تا در قامت کشوری فدرال دموکرات پای مینسک – ٢ بنشیند.
بهزاد کریمی
چپ دموکرات ایران از جمله در نقد قاطع عقب ماندگی‌های زیانبار منعکس در "بیانیه مشترک" و همانندهایش از یکسو و برخورد حمایتی توام با انتقادات از نگاه "بیانیه تحلیلی" مانندها از سوی دیگر است که خواهد توانست سهم خود در رابطه با شکل‌گیری وسیع‌ترین اتحاد ملی در راه آزادی و دموکراسی برای گذر از استبداد دینی را ادا کند. تنها با شکل گرفتن چنین نیرویی است که مردم ایران خواهند توانست هم کشور را از چنگال جمهوری اسلامی بیرون بکشند و هم بجای فرو رفتن در باتلاق ستیز نالازم با این یا آن کشور، از موجودیت و رشد خود در برابر هر امپریالیسم و هر آزمند دیگری سرفرازانه پاسداری کنند.
بهزاد کریمی
شرط مقدم در اثبات خود به عنوان دموکرات مخصوصاً از سوی آنانی که متعلق به نظم دیکتاتوری سابق هستند، ترک رفتار طلبکارانه در قبال جامعه است. اینان پیش از همه باید برای خود و دیگران روشن کنند که انقلاب پیش از آنکه صورت گرفتنی باشد، انجام شدنی است. انقلاب ۵٧ نه نزول از آسمان بود و نه که بر اثر توطئه حامیان غربی شاه راه افتاد، بلکه پیش از همه به این علت رخ داد که شخص شاه دیکتاتور و دستگاه مجیزگوی او طی سال‌ها زورگویی، مصالح آن را در بطن جامعه فراهم می آوردند. رفتار شاهانه، تحقیر ملت بود و انقلاب، واکنش ملی علیه این تحقیر؛ منشاء تاثیر فریب نیز، همانا فریبکاری‌های خود رژیم.
بهزاد کریمی
در کانون صف بندی‌های جاری در جهان، پرسش محوری باید این باشد و پرسیده شود که چپ پایبند به آرمان و دارای حس مسئولیت واقعی نسبت به مردم خود را در کدامین رویکرد باید نشان دهد و ملاک تشخیص در این زمینه اصولاً چیست؟ چپ بودن آیا به اینست که در پرتو نگرشی قطبی و بخاطر مخالفت با فلان قطب جهانی، جانب قطب دیگری از دنیا را گرفت یا که در پرهیز از قطبی نگری برای کشورش، سیاستی متوازن و مناسبات سازنده با همه اقطاب را خواست؟ اولی چه بداند و چه نداند و چه بخواهد یا نخواهد عملاً در انطباق با مشی "رو به شرق" جمهوری اسلامی گام می‌زند و مشوق تولید "سردار سلیمانی"هاست، دومی اما سیاست متفاوت دانستن جمهوری اسلامی و ایران را دارد.
مهدی ابراهیم زاده
ما انتظار نداریم که اول مردم رژیم را سرنگون کنند و بعد ما وارد صحنه شویم. این نحوه برخورد به نگاه نیروهای اپوزیسیون ایران که با خشن ترین نوع سرکوب از فعالیت در داخل کشور محروم شده‌اند، ساده کردن مسئله است. ما خود را چیزی جدا از مبارزاتی که مردم ایران طی چهار دهه‌ی گذشته انجام داده اند و می دهند، نمی دانیم؛ فعالیت سیاسی در کشور ما همواره پر هزینه بوده و هست. ما این هزینه‌ها را داده‌ایم و الان هم می‌دهیم. ما مجبور به استقرار در خارج از کشور شده‌ایم. اما از هیچ تلاشی برای برون‌رفت کشورمان از بن‌بستی که جمهوری اسلامی ایجاد کرده‌است، فروگذار نکرده‌ایم و نخواهیم کرد.
بهزاد کریمی
در مورد آبتین هم عملاً سنت حذف عمل کرد. او و خانواده‌اش چه اندازه از زندانبان خواست تا حق انسانی وی برای قرار گرفتن زیر نظر پزشک متخصص و امکانات لازم درمانی را رعایت کند؟ چه هشدارهایی که در رابطه با وضعیت اضطراری مرگبارش، خانواده و دوستان او، جامعه هنری و مدافعان حقوق بشر به حکومتی‌ها ندادند؟ اما تصمیم کلیدداران زندان بی اعتنایی محض به همه این درخواست‌ها و هشدارها بود ولو به قیمت مرگ هنرمند آزاد و مسئولی تمام شود که تا واپسین دم از اعتراض مدنی مداوم خود به تبهکاری‌های نظام حاکم دست نشست. نام این اگر قتل نیست پس چیست؟
بهزاد کریمی
در آغاز دهه چهل بود که اعتصاب سراسری معلمان کشور بحران سیاسی در کشور را به تحول سیاسی فرارویاند و در انقلاب بهمن بود که اعتصاب آموزگاران پابپای اعتصاب کارگران نفت، دولت را فلج کرد و دانش آموزان را به خیابان‌ها کشاند. در این دوره نیز اموزگار جزو راویان اجتماعی و سیاسی مهم کشور است و چه بسا مهم‌تر از هر وقت دیگر. اعتصاب معلمان حرکتی بسیار با اهمیت در جنبش اجتماعی – سیاسی کشور است که جدا از افت و خیزهایش می‌تواند مهر و نشان خود را بر روند تحولات بکوبد.