گفتمان

پنکاج میشرا

مهم این است ببینیم چه شد که به این‌جا رسیده‌ایم، و چه می‌توانیم بیاموزیم. پرداختن صرف به لحظۀ حاضر و اتخاذ موضعی اکیداً اخلاقی روش خطرناکی است. تمام قدرت‌های بزرگ و کوچک امروزی، جدا از این که زودتر یا دیرتر پا به مدرنیته گذاشته‌اند، مرتکب جنایات مخوفی شده‌اند؛ از برده‌‌داری، امپریالیسم، و نسل کشی تا جنگ و تجاوز. بیایید، در این مرحلۀ دیرهنگام و سرنوشت‌ساز در تاریخ دنیای مدرن، شروع به تظاهر به بی‌گناهی نکنیم.

شیوشانکار منون

جنگ اوکراین بدون شک یک رویداد تکاندهنده است که پیامدهای عمیقی برای روسیه، همسایگان نزدیک آن و بقیه اروپا خواهد داشت؛ اما نه موجب آرایش مجدد نظم جهانی خواهد شد و نه گواهی بر رویاروئی نهائی ایدئولوژیک دموکراسی ها علیه چین و روسیه است... در هر صورت، نظم جهانی آینده نه در اثر جنگ در اروپا، بلکه در اثر کشاکشهای جاری در آسیا تعیین خواهد شد، و رویدادهای اوکراین تأثیر محدودی بر آنها دارند.

هرمز هوشمند

آنچه امروز شاهد آن هستیم، تحول جهان از دوران تک قطبی پس از جنگ سرد به دوران چند قطبی، یعنی پایان «پایان تاریخ». با ظهور چین دومین قدرت بزرگ اقتصادی جهان، و روسیه اولین قدرت هسته ای جهان، این تحول در حال شکل گیری است. آینده را نمی توان پیش بینی کرد، اما فاجعه اوکراین و رویارویی روسیه و ناتو نشان دهنده تغییر توازن قوا بین ایالات متحده و ناتو از یک سو و روسیه و چین از سوی دیگر است. این فاجعه نشان دهنده ناتوانی ساختارهای بین المللی موجود است که پس از پایان جنگ جهانی دوم توسط قدرت های پیروز شکل گرفت.

آرام بختیاری

عرفان یک نوع شکل زندگی مذهبی است که خواهان وحدت با خالق در این جهان است و میخواهد آنرا بشکل مستقیم و بدون واسطه، مشاهده و تجربه کند. عرفان در تمام زمان ها ومکان ها و ادیان، وجود داشته. غالب فرقه ها و سازمانهای رمزی و زیرزمینی از آن استفاده میکنند. عارف مدعی خدا بودن یا مساوی خدا شدن است. او هوادار تقوای عرفانی و جوینده یا پایه گذار ایمان شخصی است. هدف عارف در فرقه های گوناگون وحدت یا نزدیکی به خدا یا به جهان یا به مفهوم مطلق یا با خود است.

نادر عصاره

«اگر دموکراسی در خارج از نظامات و آئین های دینی، و مستقل از این ها،  نهادها، حقوق سیاسی  و اجتماعی، خانواده، میهن، مالکیت و  حاکمیت را بنیاد می گذارد، اگر بنیاد دموکراسی بر چیزی  نیست جز کرامت یا ارجمندی افراد انسانی، برخوردار از حقوق برابر و ملزوم به حرمت گذاری به همدیگر، اگر دموکراسی پیش می رود بدون مداخله دادن دگم و مافوق طبیعت،  تنها با روشنگری وجدان و دانش، اگر دموکراسی پیشرفتی را انتظار ندارد مگر پیشرفت حاصل از وجدان و دانش، ... پس من حق دارم بگویم که دموکراسی اساسا لائیک است در سیرت و در صورت، در اصل و در نهادها و در اخلاق و در اقتصاد. یا بهتر، حق دارم تکرار کنم که دموکراسی و جدایی دین و دولت دو مفهوم همسان هستند.»

علی پورنقوی

آنچه در جبهۀ مقابل روسیه دیده می شود، نیز کوششی ضدتاریخی برای شکل دادن به توازنی جدید در راستای تداوم و تحکیم توازن سپری شدۀ کنونی است. این کوشش تنها با سخت افزارهای جنگی و تحریم پیش برده نمی شود، بلکه در کار استقرار یک دستگاه نظری برای توازن مورد نظر خویش نیز هست. هیچ توازنی بی نیاز از یک دستگاه نظری نیست. تئوری رئالیسم، دستگاه نظری ناظر بر مناسبات بین المللی در یک توازن "جدید" است، که همچون خود این تئوری اساساً به گذشته تعلق دارد.

نادر عصاره

به‌محض پیدایش مطبوعات متعلق به دین و کلیسا،  از نو،  ضدیت با یهودیان  زنده و رواج یافته بود.  بنا به این تبلیغات و پندار بافی ها، یهودی ها، مامور نابودی جسم دین کاتولیک بودند. توسط قدرت طلبی دینی، طبیعتا، پروتستان ها هم متهم همیشگی بودند  که  گویا مامور نابودی روح کاتولیکی بودند. قدرت طلبی دینی، دشمنی با جمعیت فراماسونری و اعضای آن  را نیز دامن می زد و آن را حزب شیطانی می نامید. قدرت طلبی دینی، جمعیت فراماسونری و اعضایش را  فصل مشترک طبیعی یهودیان و پروتستان ها می خواند  که ماموریت داشتند تا جسم و جان  فرانسه را  هرز ببرند.  بر این اساس مطبوعات قدرت طلبی  دینی،  این سه را "مثلث نفرت" می نامیدند و دشمن هراسی خود و رهبرانشان را آشکار می ساخت. و ماجرای دریفوس، خطر دشمن هراسی قدرت طلبی دینی را به نمایش گذاشت.

نادر عصاره

از انقلاب فرانسه در۱۷۸۹، میان  دین کاتولیک بی نصیب مانده از موقعیت دین رسمی (موقعیت دین دولتی)، و جنبشی جمهوریخواه و لائیک، بنحو مستمری کشاکش و ستیز در جریان بوده است. رژیم کنکوردائی، که در آغاز، قصد از آن، تامین صلح اعلام شد،  صلح با قدرت طلبان دینی  برقرار نساخت. حاکمیت ملی و لائیک بودن دولت قانونی توسط قدرت طلبی دینی، همواره نقض می شد و این نیرو، مدت ها در پی پاک کردن پرنسیپ های ۱۷۸۹  و کسب مجدد مواضع از دست رفته بوده است.  

علی پورنقوی

.جهان، به عنوان سیستمی از روابط بین المللی، سیستمی دینامیک با توازنی تاریخی است. دینامیسم سیستم هر از گاه توازن جدیدی را ایجاب می کند و این توازن نمی تواند مدام به نفع طرفی ثابت تکرار شود. به عبارتی ساده تر قدرتهای اول جهانی "می آیند و می روند"

آرام بختیاری

سوفیست ها گرچه نتوانستند یک مکتب واحد و هماهنگ فلسفی تشکیل دهند،ولی بشکل فردی،هر کدام متفکری شکاک، ذهن‌گرا، و نسبیت گرا بود. با این وجود آنان نتوانستند حقیقت مطلق را بشکل ارزشی نسبی تعریف کنند. آنها نخستین اندیشمندان علوم انسانی و علوم اجتماعی بودند، که از طریق مهم شمردن هنر سخنوری و سبک شناسی، پایه گذار علم زبانشناسی و دستور زبان گردیدند. ولی چون شک را وارد اندیشه و متد خود نمودند، مقوله شناخت را محدود و مرزدار کردند.

نادر عصاره

لائیسیته در ذات جدایی نهاد دین از نهاد دولت نهفته نیست.  حتی در صورت استقلال ایدئولوژیک دولت، ایدئولوژی مذهبی در تمام فکر جامعه اندوخته شده‌است.  جدایی دین و دولت، با جامعه‌ای تحت نفوذ مذهب، قابل تصور نیست. مباحثی درباره طبیعت دین و جدایی قدرت ها، بر مفهوم جدایی دین و دولت، اثرات با اهمیتی می‌گذاشت. لائیک شدن از بالا و لائیک شدن از پائین مطرح گشت. این مباحث، ضرورت آموزش همگانی، اجباری و لائیک را برانگیخت. مدرسه لائیک توانست اخلاقی را پایه گذاری و رواج دهد مبتنی بر حقوق بشر، بر پایه آزادی و برابری...

آرام بختیاری

شناخت، انعکاس واقعیت عینی است و نه خود آن. نظریه شناخت ماتریالیستی-دیالکتیکی برای همه علوم کمک بزرگی در حل وظایف شان است تا جهتی درست به آنان بدهد و نگذارد بسوی ایده آلیسم و آگنوستیسم منحرف شوند. هارتمن نظریه شناخت را همان نقد شناخت می نامد. هابرماس آنرا به تئوری انتقادی ربط میدهد و میگوید جریان فکری پوزیویتیسم عقل را به منافع صرفا عقلگرایانه کاهش داده است.

نادر عصاره

ناپلئون بناپارت، برای سلطه کامل دولت در کشورفرانسه، کارکرد های گذشته دین در رژیم قدیمی این کشور (معطوف به اتحاد سیاست و دین)، بعلاوه هم پیمانی با پاپ را ضروری تشخیص داد و عملی کرد. بناپارت در دین، پایه های اخلاق و نظم اجتماعی را می دید و آن را ضامن ثبات سیاسی  می شناخت. بناپارت، در راستای رضایت خاطر ملت فرانسه، فرسوده از ده سال انقلاب، پایان آن را در اعلامیه کنسول ها (سه مقام عالی رتبه که حکومت می کردند از جمله بناپارت)، این گونه اعلام داشت: «انقلاب بر اصولی که با آن ها آغاز شد، قرار گرفته: انقلاب تمام شده است.»  برای آشتی در منطقه «ونده» در غرب فرانسه، پیمانی در ۱۸ فوریه ۱۸۰۰ پذیرفته شد و آزادی مذهبی در راستای رفع مخالفت با قانون قبلی و تخلف روحانیون از آن، برقرار گردید. 

آرام بختیاری

شکاکی یا" اسکپتیک" واژه ایست لاتین یونانی، و اصلی روشی متدیک، جریانی آگنوستیکی لاادری است که مهمترین خصوصیت اش اینست که، شک را عمده ترین اصل تئوری شناخت میداند. ریشه و دلیل شکاکی ممکن است فرهنگی، اجتماعی، آموزشی، غریزی و یا طبقاتی باشد. آن بشکل شکاکی اخلاقی، متافیزیکی، یا مذهبی، اصول فکری خود را در شک می بیند و به عینیت حقیقت باور ندارد و به اثبات عینی نرم های اخلاقی شک دارد. از زمان اسکندر مقدونی جریان فکری شکاکی در چهارچوب فلسفه یونان از طریق متفکرینی مانند هراکلیت، پارمیندس، و پروتاگوراس، شروع شد.

نادر عصاره

در انقلاب فرانسه، تصور کردن پیدایش  کامل ایده  دولت لائیک بنحوی ساده و سرراست، نگرشی خوش بینانه است که  ناشی از خوانشی بسیار ایده آلیستی و  آشنایی نا کافی به  تاریخ پر ضد و نقیض  این دوره ها می باشد.  حاکمیت مردم، به جای حاکمیت  تخت  و محراب،  دولت قانونی به جای دولت با دین رسمی، برابری تمامی شهروندان  از هر دین و کیش در برابر قانون،  شهروندی از هر دینی منفک و خود بنیاد، آزادی دین وکیش، همگی  چون حقوق شهروندی اعلام شده بودند. به لحاظ اصولی ، می توان باور داشت که دولت لائیک پایه گذاری شده بود ولی  بسیاری از این دستاوردها، هنوز  مورد اعتراض و زیر تهدید قرار داشتند. 

نادر عصاره

ژان پل سه کوت، دانشیار  تاریخ در موسسات آموزشی در فرانسه، در صدمین سالگرد تصویب قانون جدایی دین و دولت در مجلس ملی فرانسه، رساله ای را تحت عنوان«دولت خانه خودش، دین خانه خودش»، در سال ۲۰۰۵ توسط انتشارات دو-سوئوی در فرانسه منتشر کرده است. پیدایش ضرورت قانون جدایی دین و دولت، زمینه های تدوین و تصویب قانون مربوطه، دشوارهای اجرای آن، دلایل بنیاد اصولی آن بر آزادی وجدان و برابری حقوقی ، از مباحث اصلی این اثر می باشند. مولف تاریخدان، با توضیح دقیق و ظریف موافقان و مخالفان قانون جدایی دین و دولت،  چگونگی تبدیل آن  به یک وجه اساسی قانونی در جمهوری فرانسه  را نشان می دهد.  کتاب، با مراجعه به منابع اصلی، به بررسی و تحلیل اسناد بر زمینه های واقعی رویدادها می پردازد و بر رقابت ها و ستیزه ها و نبردهای حتی خونین حول و حوش این تحول اجتماعی  درنگ و تامل می کند.

مهرانگیز کار

برنامه زوم کمپین توقف قتل های ناموسی

چگونه جنبش زنان می‌تواند قوانین تبعیض‌آمیز علیه زنان را تغییر دهد؟

سخنران : مهر انگیز کار

بهروز خلیق

برخلاف تبليغات صورت گرفته، نه حزب به راست چرخيده و نه سياست همکاری و اتحاد با جريان های راست به تصويب کنگره دوم رسيده است. اما برنامه سياسی از نگاهی که گفتگو را برای گفتگو می خواهد، فاصله گرفته است. حزب از گفتگو با جريان های منتقد و مخالف، اهداف مورد نظر خود را دنبال می کند.

در اساس سياست همکاری و اتحادهای حزب، تشکيل بلوک چپ و همکاری و همگامی با جريان های جمهوريخواه سکولار و دموکرات است. حزب هم چنان جهت تحقق آن ها گام برخواهد داشت.

نادر عصاره

داوری و ساخته ها و بافته های یک طرفه از یکدیگر میان منتقدان و مخالفان رژیم جمهوری اسلامی، امری است واقعی. این داوری ها، به شکاف و اختلاف میان افراد و احاد سیاسی می انجامد. مصلحت فعالیت مشترک مستلزم جلوگیری از شکاف و اختلافات بی پایه و اساس است. رفع داوری های ساخته و بافته ذهنی و غیر واقعی، جز گفتگو راهی ندارد. بنابراین گفتگو در خدمت پیوند و همبستگی منتقدان و مخالفان جمهوری اسلامی است.

محمد اعظمی

مهم‌ترین دستاورد این کنگره تمرکز روی مسائل مهم سیاسی و نیز تشکیلاتی بود که به تصویب برنامه سیاسی و تدقیق اساسنامه حزب انجامید. این کنگره با تدارک خوب مضمونی، تشکیل کمیسیون برای وارد کردن پیشنهادات در کنگره را لازم ندید و وقتی را برای تشکیل کمیسیون و وارد کردن پیشنهادات تلف نکرد. تدقیق اساسنامه و اصلاح و تکمیل طرح سند سیاسی قبل از ورود به کنگره انجام شده بود و فقط نکات مورد اختلاف در کمیسیون‌ها به رای کنگره گذاشته‌شد.

بهروز خلیق

کنگره با بيم و اميد آغاز شد. اين نگرانی وجود داشت که کنگره در حل مشکل دو عضويتی، تصويب اساسنامه و پيشبرد دستور کار با مشکل مواجه شود، و به سست شدن پايه های حزب بيانجامد. جای خوشحالی است که کنگره به مشکل جدی برنخورد و مسئله دو عضويتی از پيش پای حزب برداشته شد و اساسنامه تدقيق و تکميل شده به تصويب رسيد.

نادر عصاره

فرهنگ دینی و یا دین خویی، نظریه ای است که در رودر رویی با مسائل پیچیده ای که ما در منطقه کشورهای اسلامی با آن روبرو هستیم می تواند مورد تامل و باحتمال زیاد کاربرد واقع شود. دخالت ها، جنگ ها، غارت ها و تحمیلات دیگر قدرت های بزرگ واقعیت است در مورد آن چه اخیرا در افغانستان با بقدرت برگشتن طالبان روی داده است. اینها درست! اما چرا افغان ها، ایرانی ها و دیگران خود نا توان هستند و ملا عمرها، ملا خمینی ها و حتی ملا خامنه ای ها یا امثال صدام حسین ها و محمدرضا شاه ها حاکم و آمر و مردم تابع و پیرو می شوند؟

حزب ما همچنان مصمم به دنبال این است تا جهان دیگری بسازد. جهانی امروزی و این دنیایی که خوشبختی و شادی انسان مرکز اصلی توجهش است. تکیه‌گاه اصلی چپ؛ نیروی کار، اقلیت‌های جامعه، جامعه‌ی مدنی و جنبش‌های اجتماعی است. سیمای چپ از دید ما، جهانی دمکراتیک‌تر، شادتر و انسانی‌تر برای جامعه‌ی بشری است.

نادر عصاره

مسعود به فکر فرو رفته، قول هیپیاس سوفسطایی بشردوست قرن پنجم پیش از میلاد در یونان را به یاد می اورد که می‌گوید: "ما همگی خویشاوند و همشهری و دوستیم و اگر بر طبق قانون عرف هم چنین نباشد، بر حسب طبیعت، همگی، کسان هم هستیم، شباهت های ما نمودار خویشاوندی مان است ..."؛ حرکات دست و سر مسعود نشان می دهند که او حیران است که با این خویشاوندی همگانی، جایی که می بایست کمتر رنج و درد باشد، رنج و درد بیشتر و جایی که می توانست خوشی و لذت بیشتر باشد، لذت کمتر و جایی که لازم نیست آسیب و زیانی باشد، آسیب و زیان فراوان. هراس هست. مسئولیت هم هست.

متأسفانه وجود این روابط برخی از محافل چپ را باین نتیجه می رساند که ایران در رودر رویی با امپریالیسم قرار دارد و باید حمایت شود و همچنین نتیجه گیری میشود که دولت ایران دارای وجوه مثبت است. نتیجه غلط این گونه تحلیل ها آنست که ما خواسته هایمان را بجای واقعیتها می‌نشانیم. ممکن است که ونزوئلا و ایران دارای سیاستهای دفاعی مشابهی در رابطه با آمریکا باشند ولی خیلی اشتباه است اگر بخاطر آن دولت جمهوری اسلامی را حکومتی مترقی، ضد امپریالیست و مثال زدنی بدانیم.

مرزبندیِ نقش‌ها و حوزه‌ها، بدون شک، کار بسیار دقیقی است. حتا بی‌نهایت سخت است. اما تمام تاریخ بازنمودهای مدرن از سیاست، در پرتو طیفی کامل از «توتالیتاریسم‌ها» تا «سوسیالیسم‌ها»، به سمت نشان‌دادن این موضوع رفته که هیچ چیز فوری‌تر از امید‌بستن به «سیاست» چون آنی که تمام معنا را تبیین کند وجود نداشته است.

شهرام خسروی

اخراج از کشور، فقط بیرون رانده شدن از یک مکان خاص نیست، بلکه یک بعد زمانی هم دارد. بیرون رانده شدن، همانقدر که به فضا و مکان مربوط می‌شود، به معنای نوعی عدم تعلق زمانی نیز هست. «فردا» برای انسان اخراج شده متعلق به جای دیگری است. در واقع اخراج چیزی کمتر از ربودن توان زندگی یک فرد نیست، موقعیتی که چشم‌انداز یک آینده بهتر را نیز از بین می‌برد.

علی پورنقوی

لغزش دیدگاهی در هر دو شعار "می بخشیم، اما فراموش نمی کنیم" و "نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم" همانا تقلیل مجدد مفاهیم حق و جزا به اموری شخصی یا سیاسی و در هر حال مقید است. برای روشن شدن موضوع، بیائیم بر این سؤال مکث کنیم که "این کیست که می بخشد یا نمی بخشد؟"

عباد عموزاد

ساختمان امروز و فردا بدست انسان انجام می گيرد و ا نسان بازيچه بی اراده تقدير «عوامل و جبرها» نيست، بل فعال نيز هست و نحوه برخورد او با واقعيتها تاثير کلی در چند و چون سرنوشت وی دارد، مبارزه برای فعال و نسبی کردن وی بحق نبردی ستودنی است. در حقيقت، عوامل بنابرآنکه چه سان از راه ذهنيات در عمل و شيوه تفکر انسان تبلور جويند تأثيراتشان متفاوت می شوند. بدينخاطر است که در پی جستن عوامل پيروزی و يا شکست بدنبال نقش شخصيت ها و روحيه و طرز عمل جامعه می روند.

گروه کار ملی - قومی حزب چپ ایران (فدائیان خلق)

این حس تبعیض بر متن نوعی سیاست عرب زدائی که خود را در تعویض نام بسیاری از شهرها و روستاها به زبان فارسی نشان می‌داد، عنصری ثابت در همه طول سلطنت دو پهلوی پدر و پسر بود. نحوه برخورد تحقیرآمیز و مبتنی بر تبعیضات آشکار، با بروز دادن نمودهای خود در عرصه‌های اقتصادی، اجتماعی، اداری و فرهنگی موجب تولید حس بیگانگی در عرب‌ها نسبت به حکومت وقت و حامیان ایدئولوژیک و فرهنگی آن می‌شد. بر چنین زمینه‌هایی پاره‌ای تحرکات ناسیونالیستی طی دو دهه قبل از انقلاب سربرآورد و در مواردی حتی جنبه سازمان‌دهی به خود گرفت. این نیز در شرایطی که پان عربیسم رو به اوج در کل خاورمیانه، احساسات ناسیونالیستی عربی را تغذیه می‌کرد.

بهروز خلیق

با مفاهيم شورش و جنبش نمی توان اعتراضات ۹۸ را تبيين کرد. ما نيازمند مفهوم سازی هستيم. مفهومی که بتواند اعتراضات آبان را تبيين کند. مفهومی که برخاسته از پيوند بين تهيدستان و طبقه متوسط فرودست است. چرا که هر دو در اعتراضات ۹۸ مهر خود را به آن زدند. اين شکل اعتراض هم مشخصه هائی از شورش دارد و هم جنبش. هم تمايزاتی معينی با آندو دارد. اين مفهوم لازم است وارد ادبيات جامعه شناسی سياسی گردد و مشخصه های آن تعريف شود. "خيزش" واژه مناسبی برای تبيين اعتراضات آبان ۹۸ است.

مریم سلطانی

سیاست در سراسر جهان امروزه آلوده است، آلوده به تظاهر، خیانت و دروغ. کسانی که به صورت حرفه ای وارد کار سیاست می شوند، این مطلب را پیش فرض پذیرفته اند که هر فردی که بهتر و زیباتر تظاهر کرده و دروغگوی قهار تری باشد، در این راه موفق تر است. متأسفانه در تمامی انواع از سیستم های حکومتی در جهان که تا به امروز بر سر کار آمده اند و یا امروزه بر مسند حکومت هستند، همه و همه حکومت هایی بر پایه نیاز به وجود سیاستمداران در ساختار حکومت بوده و هستند.

علی صمد

در میان جریانات و سازمان های چپ، جریان سومی هم بسیار فعال است که خواهان آزادی، عدالت و گذر از جمهوری اسلامی به یک جمهوری سکولار دمکرات است. حزب چپ ایران (فدائیان خلق) و تعدادی ازسازمان ها و جریانات سیاسی و شخصیت های جمهوریخواه آزادیخواه نیز جزو این نیروها محسوب می شوند. این نیروها به دنبال ائتلاف، همکاری و همگرایی با جریانات جمهوریخواه و چپ هستند و بر این اعتقادند که یکی از مهمترین مسایلی که برای مردم در جامعه ایران مطرح است، همانا موضوع عدالت اجتماعی، معیشت، بهداشت، بیکاری، آزادی ها، و ... است.

بهزاد کریمی

اراده داشتن و اراده کردن البته که نیازی بنیادین برای مبارزه در راه اهداف است، ولی با تبدیل آن به اراده گرایی آن هم از نوع لفظی حتی یک قدم هم نمی‌توان برداشت تا بتوان به چیزی رسید. در نیات انسانی چنین طرز فکر و رفتارهایی تردید نیست، اشکال اما اتفاقاً و کاملاً هم جنبه نظری دارد و آن چیزی نیست مگر فهم بیشتر سوسیالیسم و پیوند درونزای آن با دمکراسی. این نحوه تفکر هنوز هم خود را در حد لازم از رسوبات نوع تفکر پیشین تکان نداده و به همین دلیل نیز از تجدید نظر کردن‌های جسورانه در عین چپ بودن می‌هراسد. این نگاه به چپ تعلق دارد ولی پاسداری از چپ را نه در آینده که بیشتر با ماندن در گذشته می‌جوید.

دنیز ایشچی

این سقوط بطور طبیعی نویسنده را به طاقچه های اصلاح طلبان حکومتی، مشروطه طلبان و دیگر نیروهای لیبرال دموکراسی میکشاند. در شرایطی که دهها هزار کارگران صنعتی در سرتاسر کشور، در جریان اعتصابات جاری خویش، از یک زاویه سازمان های سوسیالیستی نماینده اردوگاه کار را زیر ذره بین های خویش قرار داده اند، نمایندگان سیاسی آنها دنبال " اصلاح طلبان فاصله گیر از ولایت و رو آورده به جمهوری سکولار دمکرات تا مشروطه طلبانی که در حرف و عمل پایبند دمکراسی هستند"می باشند.