گفتمان

بهزاد کریمی
«انقلاب در انقلاب» مدعی، ابداً جنبه‌ی پیشروانه و نونگرانه ندارد. وی مطلقاً از جایگاه «قدیم» است که جنبش انقلابی «زن – زندگی – آزادی» واقعاً جدید را می‌ستاید. ستایشی برای ‌فرسایش آن، تا بالندگی این نوپدید در سمت پیشرفت، جای به برگشت ویران‌شهری ایران‌شهری ایشان دهد!
نادر عصاره
تحول و تکامل اجزاء شعار "زن، زندگی، آزادی" را باید در آینده انتظار کشید، در هنگامی که حمایت عاطفی کنونی توده های ده ها میلیونی مردم، حمایت کارگران، کارمندان، اقشار متوسط، ... به حمایتی عملی تبدیل می شود. تحول و تکامل این شعارها، ویژگی منحصر بفرد و نوین آن ها را نفی نخواهد کرد: مثبت بودن، مشخص بودن و خودبنیاد بودن.
محمد اعظمی
ین جنبش از حکومت جمهوری اسلامی، از حکومت دینی و از حکومت موروثی گذر کرده است. به جرات می توان ادعا کرد جنبش مردم وارد دوره انقلابی شده و بازگشت ناپذیر در مسیر صعود گام برمی دارد. بسیار بعید است جامعه پس از این، با یک دوره سکون و سکوت مواجه گردد.
اسد عبدالهی
و حالا در این روزها، وقتی در خارج از مرزهایمان انبوه جمعیت ایرانیان را می‌بینیم؛ در برلین واروپا، یا درلُس آنجلس و آمریکا و... پاسخِ پرسش‌هایمان را دریافت می‌کنیم. درمی‌یابیم که شور و اتفاق جنبش داخلی، جنبش« زن زندگی آزادی» چقدر اثرگذاراست برای جنبش نخبگان جامعه... حالا به نظر می‌رسد که معترضین جنبش داخل کشور که جنبش بزرگ اجتماعی ایران را سامان می‌دهند؛ با فرهیختگان جنبش خارج کشور یکی شده‌اند…
بهزاد کریمی
جنبش انقلابی جاری تا همین‌جا به رشته دستاوردهای کلانی دست یافته که هم برگشت‌نا‌پذیرند و هم رهگشا‌هایی بی‌همتا برای کامیابی این روند انقلابی زنجیره‌وار‌. شناخت این رهاوردها و استنتاج روشمند از آنها، نیاز پیشبرد موفق راهبرد سیاسی برای گذر از جمهوری اسلامی به نظامی دمکراتیک است. راهبردی استوار بر بسیج سیاسی جامعه علیه این حکومت با چشم انداز برگزاری انتخابات آزاد بمنظور تاسیس مجلس موسسان. مجلسی موظف به تدوین قانون اساسی نوین سنگ‌پایه‌ی حقوقی حکومت جایگزین که مطلوب‌ترین شکل آن، جمهوری سکولار دمکرات است.
بهزاد کریمی
اکنون هم درس‌گیری کلان از همه‌ی تاریخ معاصر میهنمان، از روندهای مربوط به دهه‌های سلطه‌ی حکومت دینی بر کشور و مشخصاً از همین جنبش اعتلایی "زن – زندگی – آزادی"، باور به توان نیروی بالنده مدرنیته و آینده‌ساز در کشور است و تلاش برای تامین هژمونی سیاسی نیروی دمکرات سکولار بر کشور. این اما نه در معنای نادیده گرفتن نیروی سنت، بلکه پذیرش واقعیت وجودی و قایل شدن حق حضور آن در عرصه‌ی سیاست است.
عباد عموزاد
• مقايسه اين تجربه با تجربه بهار انقلاب، پيش از آنكه مآخوندها با گروگانگيرى قدرت خارجى را محور سياست داخلى بگرداند، معلوم می ‌کند كه ايران به يمن خراماندن موج هاى استقلال و آزادى انسان، به يمن تاباندن نور معنويت، به يمن برقرار كردن وسيع ‏ترين جريان انديشه و فرهنگ، به يمن وحدت و همبستگى ملى، از رهگذر برخورداری از استقلال و آزادی و تأمين مشاركت همگان در اداره بسامان كشور، در درون و برون از مرزها، امنيت مى ‏يابد.
نادر عصاره
تا آن نا آگاهی نسبت به وفاق همگانی و این آشفتگی نسبت به رابطه میان خواسته ها باقی است، هیچ اراده ای جمعی برای توافق و همراهی ایجاد نمی شود. تا همه نپذیرند که دموکراسی، آن هم حداقلی از همان دموکراسی نمایندگی و تامین نیاز های عاجل زندگانی، خواست های عام و مبرم می باشند و این دو خواست مقدم هستند بر خواست های دیگر چه عام و چه خاص، بی هراس بگوئیم این دو مقدم هستند بر خواسته های طبقاتی، قومی-ملی، ایدئولوژیکی، فرهنگی، توسعه، محیط زیست و دیگر مطالبات پر اهمیت مشابه و تا هنگامی که همگی سیاسیون مردم خواه، حول این دو خواست به کار جمعی همگانی دست...
حسن بلوری
تاریخ و سرانجامِ کیهان با انبساطِ آن گره‌‌خورده است. در طول یک قرن گذشته کیهان‌شناسان به شناخت‌هايی دست‌یافته‌اند که نه تنها جهان‌بینی ما را دگرگون کرده‌‌‌ بلکه دانش ما از جهان هستی را نیز بسیار توسعه بخشیده است. از آنجمله روشن شده است که کهکشان‌ها با سرعت سرسام‌آوری از یکدیگر دور می‌شوند. برای مثال یک کهکشان در فاصله‌ی حدود ۱۶۳ میلیون سال نوری از کره زمین با سرعتی نزدیک به هجده میلیون کیلومتر در ساعت از ما دور می‌شود. هرچه فاصله‌‌ی کهکشان‌ها از هم زیادتر باشد به‌همان میزان نیز سرعت دورشدنشان از یکدیگر بیشتر است.۲ آیا این وضع به‌همین شکل ادامه
جعفر ابراهیمی
در این یادداشت میکوشم فراتر از ضرورت بازخوانی آثار صمد بهرنگی به زمینه‎ هایی اشاره نمایم که زیستن بر مدار اندیشه و روش صمد بهرنگی را یک ضرورت تلقی میکند. این رویکرد بر اساس پرسش‎هایی است که در ارتباط با نحوه ی مواجهه با صمد شکل میگیرد. آیا بازخوانی و واکاوی صمد و اندیشه و روش اش کافی است؟ آیا زندگی و آثار صمد موضوع مناسبی برای نمایشگاه عکس و نقاشی و تحقیقات دانشگاهی است یا یک روش مواجهه با جهان پیرامون است؟
نادر عصاره
هرگزسرمایه داری این اندازه قدرتمند نبوده، اینقدر هژمونیک نبوده. در کشاورزی منزل گزیده و ان را صنعتی کرده است. مصرف زیر نفوذ تبلیغات، سرویس ها، ئوبریزه شده، دنیای اطلاعات و انفورماتیک زیر سلطهGAFA (گوگل، امازون، فیسبوک، اپل). سرمایه بر بهداشت و سلامتی حکومت می کند از طریق صنعت داروسازی که در جریان همه گیری کووید، قدرت ان بشدت رشد کرده است. سرمایه داری از طریق لابی هایش، حکومت ها، نهادی اروپایی و بین المللی را منحرف می کند. نیروی مقابله با این هیولای سرمایه داری، محروم مانده است از نیروی سیاسی هماهنگ و برخوردار از اندیشه سیاسی راهبردی...
image-20220815200055-1
بهزاد کریمی
سؤال اما اینجاست که چرا مؤلفان کتاب با همه‌ی تأکیداتی که بر پیوند تنگاتنگ نیروی تولید با دو نهاد اقتصادی و سیاسی در هر جامعه‌ای دارند و نظریه‌ی خود را هم بر دینامیسم میان آنها بنا می‌نهند، اما حتی برای یک بار هم که باشد اشاره‌ای به نظریه‌ی تبیین مادی تاریخ مارکس نمی‌کنند؟! مگر سیستم نظری مارکس که جدا از پاره‌نگاه‌های دترمینیستی و به‌ویژه تفاسیر مکانیکی بعداً سوار شده بر آن، با هوشمندی بس شگرفی از چرخه‌ی نیروهای مولد و مناسبات تولیدی همچون زیربنا، و از سیاست، دین و مکتب و فرهنگ چونان روبنای مناسبات مادی سخن نگفته است؟
نادر عصاره
یک نظام از مجموعه ای از عناصر و ارتباطات و پیوستگی های تو در تو تشکیل می شود تا نظامی با کیفیتی خاص خود فراهم گردد. هیچیک از عناصر تشکیل دهنده نظام، به تنهایی قادر به ایجاد آن کیفیت نیست و بنابراین شناخت جزئی نمی تواند به شناخت کل برسد. ادگار مورن نظریه پرداز شناخت بغرنج، کمبود اساسی در روش شناخت مسلط را، درک و مطرح می کند. نگرش تفکیکی (تفکیک عنصر موضوع شناخت از بستگی ها و نسبت هایش) و نگرش تقلیلی (محدود کردن موضوع شناخت به شناخت از یکی از اجزا یا وجوه تشکیل دهنده آن).
نادر عصاره
هر کس در درون من/خود یگانه و تقلیل ناپذیرش، کیهان کوچکی دارد که اغلب به صورت نا خود آگاه کل های متعددی را حمل می کند که بخشی از کل بزرگ را تشکیل می دهند. این کل های متعدد از اجداد فامیلی متنوع و تعلقات گوناگون اجتماعی ما شکل گرفته اند. رهایی و آزادی از دام هویت یکپارچه و یکتاگرا، و قبول وحدت و تنوع هویت ضرورت روان و درون پاکیزه برای بهبود روابط انسانی است.
سعید مقیسه ای
در ایدئولوژی «مشارکت گرایی» هدف و ابزار رسیدن به هدف با هم تلاقی می کنند. آن چه که مهم است، این نیست که با سیاست ورزی به چه هدفی خواهیم رسید، بلکه مهم آن است که بدانیم، از چه راهی و چگونه به آن هدف برسیم.
این احزاب سیاسی برای مشارکت عمومی (دمکراسی مشارکتی) اعضای خود ازبرگزاری متوالی رفراندم یا  «همه پرسی» بهره می برند.
تقی روزبه
برخی انتقادها و یا ملاحظات از سوی برخی از خوانندگان گرامی از زوایای مختلف نسبت به مقاله «نقدی بر یک مناظره»* مطرح شده است که نگارنده ضمن استقبال از ‌آن ها، تلاش کرده است که در نوشته حضر برای افکندن نوربیشتر به راهبردصدای سوم، چگونگی برآمدآن و یا در مورد صورت بندی جنبش ضداستبدادی و مبارزه کنونی علیه استبدادحاکم و رابطه اش با سرنگونی و یا چرخه استبداد به آن به پردازد ( دو دسته انتقاد مطرح شده اند که یکی در سایت اخبارروز است و دیگر در فیسبوک نگارنده).
نادر عصاره
منوچهر جمالی، در کتاب "جداسازی سیاست از دین"، به طرح و ترجمه عناوین و تعاریف و تجارب و سوابق تاریخی جدا سازی سیاست از دین در این یا آن کشور نمی پردازد، بلکه واقعیات تغییریابنده و امکانات و موانع جدا سازی را در کشور مان ایران بررسی و راهجویی می کند. خواننده، بعد از خواندن و تامل بر آن، به اقدامات ممکن برای جدایی سیاست از دین برانگیخته می شود و کاری را که در توان خود می یابد، شناسایی و برعهده می گیرد.
ژان بوبرو
نخستین دشواری هنگام بررسی «لائیسیته» در فرانسه، از خود این واژه ریشه می‌گیرد. از نگاه بسیاری، چنین برمی‌آید که این واژه منحصراً فرانسوی است. به‌خاطر دارم که یکی از همکاران پس از آگاهی از سفر من به توکیو برای تدریس لائیسیته به من گفت: «حتما آنان چیزی نفهمیدند». حال آن‌که، قانون اساسی ژاپن پرداخت یارانه به آموزش مذهبی (ماده ۲۰) را برای «دولت و نهادهای» آن ممنوع کرده است، امری که در مورد فرانسه صدق نمی‌کند. به نظرِ من، این گفتار نشانه‌ی توهمی است که درباره‌ی لائیسیته رُشد کرده و این پندار بخشی لاینفک از واقعیتِ تاریخی و اجتماعی لائیسیته در فرانسه است.
اسد عبدالهی
«هانا آرنت» چند الگوی شایع دربین جنایتکاران پیداکرد. یکی از آن‌ها الگوی « ُمهره‌ یک‌ سازمان» بود،الگوی کسانی که خودراپیچ و ُمهره یک سازمان می‌دانند و مطیع اوامر مافوق‌اند. آن‌ها اعتقاد دارند کار و شغلی به آنها واگذارشده و به وظایف شان عمل می‌کنند و اگر آنان به این وظیفه! عمل نکنند؛ فرد دیگری آن‌را انجام خواهد داد و فرقی در نتیجه ایجاد نخواهدشد!...
عباد عموزاد
بی آنکه خسته شویم، می باید آزادی، کرامت و حقوق زورمدار را به مردم یادآور شویم. در این پهنا است که خشونت بی محل می شود و زور پرستی که خشونت را روش می کند، این امکان را می یابیم که آزادی و کرامت خویش را باز یابیم. اگر هم قدرت عده ای را یکسره از استقلال و آزادی و حقوق و کرامتش غافل کرده باشد، وقتی جمهور مردم این حقوق را بشناسند و بکار برند، زور بی محل می شود و دستگاه ستم چون برف آب می شود. بدین ترتیب، مجموعه ای از روشهای خشونت زدائی در این نگاشته، ارائه گردید. بکار بردن این روشها جنبش همگانی را ممکن می کند و مداومت این جنبش تا پیروزی را تضمین می کند.
پرویز صداقت
حل بحران بازتولید اجتماعی قبل از هرچیز مستلزم کنار گذاشتن برنامه‌های نولیبرالی، ازجمله حرکت در راستای حذف موقتی‌کاری، اعمال گسترده‌ی سیاست‌های بازتوزیع درآمدی، کالایی‌زدایی گسترده‌ی طیف وسیعی از خدمات عمومی و از میان برداشتن گفتمان نولیبرالی است. اگر مایلیم حیات درازمدت در جغرافیای ایران امکان‌پذیر باشد، به‌موازاتِ تلاش برای تخفیف بحران زیست‌محیطی، باید گره‌های ناشی از بحران بازتولید اجتماعی نیز گشوده شود.
اسد عبدالهی
بیخردی زاده قدرت است. قدرت فساد می‌آ‌ورد. و قدرت، بی‌خردی نیز می‌آورد، و قدرت آمرانه اغلب باعث نقض تفکر می‌شود، و هر چه اعمال قدرت افزایش یابد، احساس مسئولیت در قبال آن بیشتر رنگ می‌‌بازد. احساس کلی مسئولیت در اعمال قدرت بدین معناست که باید تا حد امکان عاقلانه در جهت منافع کشور و شهروندان حکومت کرد.
پنکاج میشرا
مهم این است ببینیم چه شد که به این‌جا رسیده‌ایم، و چه می‌توانیم بیاموزیم. پرداختن صرف به لحظۀ حاضر و اتخاذ موضعی اکیداً اخلاقی روش خطرناکی است. تمام قدرت‌های بزرگ و کوچک امروزی، جدا از این که زودتر یا دیرتر پا به مدرنیته گذاشته‌اند، مرتکب جنایات مخوفی شده‌اند؛ از برده‌‌داری، امپریالیسم، و نسل کشی تا جنگ و تجاوز. بیایید، در این مرحلۀ دیرهنگام و سرنوشت‌ساز در تاریخ دنیای مدرن، شروع به تظاهر به بی‌گناهی نکنیم.
شیوشانکار منون
جنگ اوکراین بدون شک یک رویداد تکاندهنده است که پیامدهای عمیقی برای روسیه، همسایگان نزدیک آن و بقیه اروپا خواهد داشت؛ اما نه موجب آرایش مجدد نظم جهانی خواهد شد و نه گواهی بر رویاروئی نهائی ایدئولوژیک دموکراسی ها علیه چین و روسیه است... در هر صورت، نظم جهانی آینده نه در اثر جنگ در اروپا، بلکه در اثر کشاکشهای جاری در آسیا تعیین خواهد شد، و رویدادهای اوکراین تأثیر محدودی بر آنها دارند.
هرمز هوشمند
آنچه امروز شاهد آن هستیم، تحول جهان از دوران تک قطبی پس از جنگ سرد به دوران چند قطبی، یعنی پایان «پایان تاریخ». با ظهور چین دومین قدرت بزرگ اقتصادی جهان، و روسیه اولین قدرت هسته ای جهان، این تحول در حال شکل گیری است. آینده را نمی توان پیش بینی کرد، اما فاجعه اوکراین و رویارویی روسیه و ناتو نشان دهنده تغییر توازن قوا بین ایالات متحده و ناتو از یک سو و روسیه و چین از سوی دیگر است. این فاجعه نشان دهنده ناتوانی ساختارهای بین المللی موجود است که پس از پایان جنگ جهانی دوم توسط قدرت های پیروز شکل گرفت.
آرام بختیاری
عرفان یک نوع شکل زندگی مذهبی است که خواهان وحدت با خالق در این جهان است و میخواهد آنرا بشکل مستقیم و بدون واسطه، مشاهده و تجربه کند. عرفان در تمام زمان ها ومکان ها و ادیان، وجود داشته. غالب فرقه ها و سازمانهای رمزی و زیرزمینی از آن استفاده میکنند. عارف مدعی خدا بودن یا مساوی خدا شدن است. او هوادار تقوای عرفانی و جوینده یا پایه گذار ایمان شخصی است. هدف عارف در فرقه های گوناگون وحدت یا نزدیکی به خدا یا به جهان یا به مفهوم مطلق یا با خود است.
نادر عصاره
«اگر دموکراسی در خارج از نظامات و آئین های دینی، و مستقل از این ها،  نهادها، حقوق سیاسی  و اجتماعی، خانواده، میهن، مالکیت و  حاکمیت را بنیاد می گذارد، اگر بنیاد دموکراسی بر چیزی  نیست جز کرامت یا ارجمندی افراد انسانی، برخوردار از حقوق برابر و ملزوم به حرمت گذاری به همدیگر، اگر دموکراسی پیش می رود بدون مداخله دادن دگم و مافوق طبیعت،  تنها با روشنگری وجدان و دانش، اگر دموکراسی پیشرفتی را انتظار ندارد مگر پیشرفت حاصل از وجدان و دانش، ... پس من حق دارم بگویم که دموکراسی اساسا لائیک است در سیرت و در صورت، در اصل و در نهادها و در اخلاق و در اقتصاد. یا بهتر، حق دارم تکرار کنم که دموکراسی و جدایی دین و دولت دو مفهوم همسان هستند.»
علی پورنقوی
آنچه در جبهۀ مقابل روسیه دیده می شود، نیز کوششی ضدتاریخی برای شکل دادن به توازنی جدید در راستای تداوم و تحکیم توازن سپری شدۀ کنونی است. این کوشش تنها با سخت افزارهای جنگی و تحریم پیش برده نمی شود، بلکه در کار استقرار یک دستگاه نظری برای توازن مورد نظر خویش نیز هست. هیچ توازنی بی نیاز از یک دستگاه نظری نیست. تئوری رئالیسم، دستگاه نظری ناظر بر مناسبات بین المللی در یک توازن "جدید" است، که همچون خود این تئوری اساساً به گذشته تعلق دارد.
نادر عصاره
به‌محض پیدایش مطبوعات متعلق به دین و کلیسا،  از نو،  ضدیت با یهودیان  زنده و رواج یافته بود.  بنا به این تبلیغات و پندار بافی ها، یهودی ها، مامور نابودی جسم دین کاتولیک بودند. توسط قدرت طلبی دینی، طبیعتا، پروتستان ها هم متهم همیشگی بودند  که  گویا مامور نابودی روح کاتولیکی بودند. قدرت طلبی دینی، دشمنی با جمعیت فراماسونری و اعضای آن  را نیز دامن می زد و آن را حزب شیطانی می نامید. قدرت طلبی دینی، جمعیت فراماسونری و اعضایش را  فصل مشترک طبیعی یهودیان و پروتستان ها می خواند  که ماموریت داشتند تا جسم و جان  فرانسه را  هرز ببرند.  بر این اساس مطبوعات قدرت طلبی  دینی،  این سه را "مثلث نفرت" می نامیدند و دشمن هراسی خود و رهبرانشان را آشکار می ساخت. و ماجرای دریفوس، خطر دشمن هراسی قدرت طلبی دینی را به نمایش گذاشت.
نادر عصاره
از انقلاب فرانسه در۱۷۸۹، میان  دین کاتولیک بی نصیب مانده از موقعیت دین رسمی (موقعیت دین دولتی)، و جنبشی جمهوریخواه و لائیک، بنحو مستمری کشاکش و ستیز در جریان بوده است. رژیم کنکوردائی، که در آغاز، قصد از آن، تامین صلح اعلام شد،  صلح با قدرت طلبان دینی  برقرار نساخت. حاکمیت ملی و لائیک بودن دولت قانونی توسط قدرت طلبی دینی، همواره نقض می شد و این نیرو، مدت ها در پی پاک کردن پرنسیپ های ۱۷۸۹  و کسب مجدد مواضع از دست رفته بوده است.  
علی پورنقوی
.جهان، به عنوان سیستمی از روابط بین المللی، سیستمی دینامیک با توازنی تاریخی است. دینامیسم سیستم هر از گاه توازن جدیدی را ایجاب می کند و این توازن نمی تواند مدام به نفع طرفی ثابت تکرار شود. به عبارتی ساده تر قدرتهای اول جهانی "می آیند و می روند"
آرام بختیاری
سوفیست ها گرچه نتوانستند یک مکتب واحد و هماهنگ فلسفی تشکیل دهند،ولی بشکل فردی،هر کدام متفکری شکاک، ذهن‌گرا، و نسبیت گرا بود. با این وجود آنان نتوانستند حقیقت مطلق را بشکل ارزشی نسبی تعریف کنند. آنها نخستین اندیشمندان علوم انسانی و علوم اجتماعی بودند، که از طریق مهم شمردن هنر سخنوری و سبک شناسی، پایه گذار علم زبانشناسی و دستور زبان گردیدند. ولی چون شک را وارد اندیشه و متد خود نمودند، مقوله شناخت را محدود و مرزدار کردند.
نادر عصاره
لائیسیته در ذات جدایی نهاد دین از نهاد دولت نهفته نیست.  حتی در صورت استقلال ایدئولوژیک دولت، ایدئولوژی مذهبی در تمام فکر جامعه اندوخته شده‌است.  جدایی دین و دولت، با جامعه‌ای تحت نفوذ مذهب، قابل تصور نیست. مباحثی درباره طبیعت دین و جدایی قدرت ها، بر مفهوم جدایی دین و دولت، اثرات با اهمیتی می‌گذاشت. لائیک شدن از بالا و لائیک شدن از پائین مطرح گشت. این مباحث، ضرورت آموزش همگانی، اجباری و لائیک را برانگیخت. مدرسه لائیک توانست اخلاقی را پایه گذاری و رواج دهد مبتنی بر حقوق بشر، بر پایه آزادی و برابری...
آرام بختیاری
شناخت، انعکاس واقعیت عینی است و نه خود آن. نظریه شناخت ماتریالیستی-دیالکتیکی برای همه علوم کمک بزرگی در حل وظایف شان است تا جهتی درست به آنان بدهد و نگذارد بسوی ایده آلیسم و آگنوستیسم منحرف شوند. هارتمن نظریه شناخت را همان نقد شناخت می نامد. هابرماس آنرا به تئوری انتقادی ربط میدهد و میگوید جریان فکری پوزیویتیسم عقل را به منافع صرفا عقلگرایانه کاهش داده است.
نادر عصاره
ناپلئون بناپارت، برای سلطه کامل دولت در کشورفرانسه، کارکرد های گذشته دین در رژیم قدیمی این کشور (معطوف به اتحاد سیاست و دین)، بعلاوه هم پیمانی با پاپ را ضروری تشخیص داد و عملی کرد. بناپارت در دین، پایه های اخلاق و نظم اجتماعی را می دید و آن را ضامن ثبات سیاسی  می شناخت. بناپارت، در راستای رضایت خاطر ملت فرانسه، فرسوده از ده سال انقلاب، پایان آن را در اعلامیه کنسول ها (سه مقام عالی رتبه که حکومت می کردند از جمله بناپارت)، این گونه اعلام داشت: «انقلاب بر اصولی که با آن ها آغاز شد، قرار گرفته: انقلاب تمام شده است.»  برای آشتی در منطقه «ونده» در غرب فرانسه، پیمانی در ۱۸ فوریه ۱۸۰۰ پذیرفته شد و آزادی مذهبی در راستای رفع مخالفت با قانون قبلی و تخلف روحانیون از آن، برقرار گردید.